گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای از تو من برسته ای هم توام بخورده

هم در تو می‌گدازم چون از توام فسرده

گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم

زیرا که می‌نگردد انگور نافشرده

چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی

و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ببرده

از روزن تن خود چون نور بازگردیم

در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده

آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده

و آن کو به روزن آید گوید فلان بمرده

در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را

در مغز اصل صافیم باقی بمانده درده

ای اصل اصل دل‌ها ای شمس حق تبریز

ای صد جگر کبابت تا چیست قدر گرده

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بامداد در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۱ نوشته:

بیت سوم در بعضی نسخه ها: چون آفتاب، نوری بر خاک ما فکندی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.