گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده

اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده

ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید

بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده

از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم

مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده

بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده

عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده

از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت

چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده

خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی

ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده

از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی

تا این دل آواره از خویش سفر کرده

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نوشا در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۵ نوشته:

در آلبوم اخیر رقصانه استاد ناظری ، شنیدنی ست ...

 

حسین میرزایی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۵ نوشته:

بیت ششم مصراع اول : خود را چو قمر کردم باشد به میان آیی

 

احمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۳۴ نوشته:

در مصراع اول بیت ششم با توجه به مضمون بیت پنجم که مولانا فرموده است: برداشت میشود که جان چرا خود را چو قمر کرده به این امید که پس درست مصرع اول بیت ششم میشود:
خود را چو قمر کرده باشد به میان آیی

 

احمد در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۳۷ نوشته:

ر مصراع اول بیت ششم با توجه به مضمون بیت پنجم که مولانا فرموده است: چون ماه نو این جانم خود را چو قمر کرده
برداشت میشود که جان چرا خود را چو قمر کرده به این امید که: باشد به میان آیی
پس درست مصرع اول بیت ششم میشود:
خود را چو قمر کرده باشد به میان آیی

 

مسعود رعیتی در ‫۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۷ نوشته:

استاد شهرام ناظری در آلبوم رقصانه بسیار زیبا اجرا کردن این شعر زیبا رو

 

وفایی در ‫۴ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۳ نوشته:

مصراع اول بیت ششم در دیوان شمس به همین صورتی که گنجور نوشته ، آمده :
خود را چو کمر کردم ، باشد به میان آیی
شاید منظور مولانا از کمر ، خادم و نوکر و خدمتکار بوده ، چون کمردار و کمر بند و کمر بسته همگی به معنای خدمتکار و نوکر و ملازم است . مخفف کرده که در شعر بگنجد . این طوری با " باشد به میان آیی " هم بسیار زیبا شده .
خدا می داند . دوستان دیگر هم نظر بدهند ...

 

نوید در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۲ نوشته:

احمد جان خود را چو کمر کردم باشد که به میان آیی درست است چون در زمان قدیم شاید تو فیلم ها دیدی که کشتی میگیرن و کمر را با دستمال میبندند البته کشتی قدیمی یا کمر گیری پس مولانا میگوید خود را کمر کردم یعنی کمر بند یا همان شال کمر را بستم که به میان ایی یعنی به میدان آیی و مبارزه کنی البته منضور مولانا بیشتر این است خود را چو کمر کرده شاید به میدان بیایی

 

سینا شکیبا در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۹ نوشته:

این غزل در آلبوم رقصانه با صدای استاد ناظری به زیبایی هر چه تمام تر اجرا شده، متاسفانه اکثر آلبوم های استاد در قسمت چه کسی این شعر را خوانده است قرار داده نشده

 

رامین در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۵ نوشته:

این شعر با صدای استاد شهرام ناظری، واقعا محشره. ایشان با این شعر واقعا شاهکاری از خود بجا گذاشتن. ولی معنای شعر واقعا عجیب و وحشتناکه. من هنوز به درک درستی از این شعر نرسیدم و نتونستم برای خودم حلاجی کنم. در دو بیت اول، مولانا می گوید که هر چیزی که از اندیشه من می گذرد بخاطر اینست که تو به آن فکر کرده ای. این موضوع خیلی از مسایل رو تغییر میده.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.