گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا

مگر که در رخمست آیتی از آن سودا

مگر که بر رخ من داغ عشق می‌بینی

میان داغ نبشته که نحن نزلنا

هزار مشک همی‌خواهم و هزار شکم

که آب خضر لذیذست و من در استسقا

وفا چه می‌طلبی از کسی که بی‌دل شد

چو دل برفت برفت از پیش وفا و جفا

به حق این دل ویران و حسن معمورت

خوش است گنج خیالت در این خرابه ما

غریو و ناله جان‌ها ز سوی بی‌سویی

مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا

ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان

ز ناله گوش پرست از جمالش آن عینا

قرار نیست زمانی تو را برادر من

ببین که می‌کشدت هر طرف تقاضاها

مثال گویی اندر میان صد چوگان

دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا

کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی

کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا

ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم

بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا گویا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۴ نوشته:

شکم باره را ابو شکور بلخی رژد اورده و شکمبارگی میشود رژدی و لغت دیگر ان گلوبندگی یعنی بنده گلو

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۰ نوشته:

داغ بر بنیاد کردی ان داخ پیشتر خوانده می شده است دکتر ملایری برای برند و مارک لغت دخشه را از این لغت برگزیده اند درکتاب بر خط ایشان به فرانسه وجود داردdictionaire etymologic d astronomie et astrophysique

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۴ نوشته:

برای نالیدن لغتی که فراموشیده شده است خلمیدن است ! چنانچه می دانیم خلم یا چلم به معنای ریم و جرم بینی است و خلمیدن یعنی بینی پر بودن ولی چون در لندیدن و غر زدن نیز معمولا از بینی سخن می گوییم نیز خلمیدن معنای لندیدن و غر زدن نیز دارد

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۵ نوشته:

غر غرو می شود لندو درست مثل شکمو

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۷ نوشته:

خیرگی بیشتر برای بی کاری یک اندام به کار می اید مثلا خیره سر یعنی کسی که سرش کار نمی کند و چشمم خیره شد یعنی لحظه ای چشمم کار نکرد .

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۲ نوشته:

جهیدن فارسی با لغت jaillir در فرانسه یک لغت است ( جه اییغ خوانده می شود اما اگر نشان مصدری را ( اییغ ) را بزداییم و نیز بدانیم که ان دو ل خوانده نمی شود برابری انها درست می اید .یعنی جه با جه برابر است و معنای انها هر دو دقیقا یعنی جهیدن . برای فوران که خیلی هم خوش تراش است لغت فراجهیدن را هم داریم

 

امین کیخا در ‫۷ سال و ۱۲ ماه قبل، پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۵ نوشته:

از چوب چوبک را داریم که پس با تغییراتی که در عثمانی کرد چپق شد و لغت را باز ما پس گرفتیم اما برای پنبه که همین اتفاق افتاد در ترکی پنبق شد همان ریخت نخستش در فارسی حفظ شده است .

 

نادر.. در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۶ نوشته:

خوش است گنج خیالت در این خرابه ی ما.....

 

همایون در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۱ نوشته:

پیام خاصی از این غزل دریافت نمی شود، حکایت یک عشق خیالی و سرگردان است و معنی ها بسیار بی رنگ اند مثل وفا، جفا، داغ عشق
از سروده های پیش از ملاقات شمس و ورود به دریای معانی و صید گوهر های گرانبهاست

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.