گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من

هم سوی پنهان خانه رو ای فکرت و ادراک من

عالم چه دارد جز دهل از عیدگاه عقل کل

گردون چه دارد جز که که از خرمن افلاک من

من زخم کردم بر دلت مرهم منه بر زخم من

من چاک کردم خرقه‌ات بخیه مزن بر چاک من

در من از این خوشتر نگر کآب حیاتم سر به سر

چندین گمان بد مبر ای خایف از اهلاک من

دریا نباشد قطره‌ای با ساحل دریای جان

شادی نیرزد حبه‌ای در همت غمناک من

خرگوش و کبک و آهوان باشد شکار خسروان

شیران نر بین سرنگون بربسته بر فتراک من

دل‌های شیران خون شده صحرا ز خون گلگون شده

مجنون کنان مجنون شده از شاهد لولاک من

گر کاهلی باری بیا درکش یکی جام خدا

کوه احد جنبان شود برپرد از محراک من

جامی که تفش می زند بر آسمان بی‌سند

دانی چه جوشش‌ها بود از جرعه‌اش بر خاک من

آن باده بر مغزت زند چشم و دلت روشن کند

وانگه ببینی گوهری در جسم چون خاشاک من

عالم چو مرغی خفته‌ای بر بیضه پرچوژه‌ای

زان بیضه یابد پرورش بال و پر املاک من

روزی که مرغ از یک لگد از روی بیضه برجهد

هفت آسمان فانی شود در نو بیضه پاک من

خری که او را نیست بن می گوید ای خاک کهن

دامن گشا گوهرستان کی دیده‌ای امساک من

در وهم ناید ذات من اندیشه‌ها شد مات من

جز احولی از احولی کی دم زند ز اشراک من

خامش که اندر خامشی غرقه تری در بی‌هشی

گر چه دهان خوش می شود زین حرف چون مسواک من

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مجتبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۳ نوشته:

فتبارک الله بر مولانا ی کبیر؛ این تویی تنها کبیر و بزرگ عالم، پادشاه عالم و انسان های انسان، از آنرو که:
خرگوش و کبک و آهوان باشد شکار خسروان
شیران نر بین سرنگون بربسته بر فتراک من
براستی چه کسی همچون تو نفس سرکش را زار و زبون ساخته، دیو منیت و این وجود بی اصل را نیست و عدم دانسته، و خواسته ای جز خواسته ی او نداشته، این تویی رستم دستان، این تویی قهرمان و پهلوان، این تویی خسرو و خسرو خسروان. مردی و مردم و مرام و معرفت. درود خدا بر روان پاک و بی نهایت شاد و مست و مجنونت باد ای نفس مطمئن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
noooooshin در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۰ نوشته:

نمیدونم تا چه اندازه درست هست ولی
شاهد لولاک من اشاره به حدیث قدسی لولاک لما خلقت الافلاک داره بنظرم
حدیثی که میگوید اگر تو نبودی آسمان ها را خلق نمیکردم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Behrouz در ‫۲ سال قبل، سه شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۸ نوشته:

چوژه
لغت‌نامه دهخدا
چوژه . [ ژَ / ژِ ] (اِ)چوزه . (ناظم الاطباء). جوجه .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فریور در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۵ نوشته:

با سلام و دروود 

در نسخه ای که بر اساس چاپ بدیع اتزمان فروزانفر توسط انتشارات هرمس به چاپ رسیده درصفحه  725  در بیت ( خری که او را نیست بن )  آورده شده  ( بحری که او را نیست بن ) زیرا این دریای جان هست که بن ندارد و میتواند به خاک امر کند و از بیکرانگیش ببخشد و در بیت 5 همین غزل هم به دریای جان اشاره شده .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.