گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عاشق روی جان فزای توییم

رحمتی کن که در هوای توییم

تو به رخسار آفتابی و مه

ما همه ذره در هوای توییم

تا تو زین پرده روی بنمایی

منتظر بر در سرای توییم

ای که ما در میان مجلس انس

بیخود از شربت لقای توییم

خیره چون دشمنان مکش ما را

کآخر ای دوست آشنای توییم

تو رضا می دهی به کشتن ما

ما همه بنده رضای توییم

گر چه با خاتم سلیمانیم

ای پری زاده خاک پای توییم

شمس تبریز جان جان‌هایی

ما همه بنده و گدای توییم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای جاویدان » شمارهٔ ۱۳۷ » (چهار گاه) (۳۰:۴۹ - ۳۲:۵۰) نوازندگان: مرتضی محجوبی (‎پیانو) خواننده آواز: بنان، غلامحسین سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: عاشق روی جان فزای توایم

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرهاد رسولی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۰ نوشته:

احساس من بر اینه که در وصف خدا سروده شده

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.