گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۷

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بیا کامروز گرد یار گردیم

به سر گردیم و چون پرگار گردیم

بیا کامروز گرد خود نگردیم

به گرد خانه خمار گردیم

مگو با ما که ما دیوانگانیم

بر آتش‌های بی‌زنهار گردیم

سبک گردیم چون باد بهاری

حریف سبزه و گلزار گردیم

چرا چون گوش جمله باد گیریم

چرا چون موش در انبار گردیم

در آن طبله شکر پر کرد عطار

به گرد طبله عطار گردیم

چو سرمه خدمت دیده گزینیم

چو دیده جملگی دیدار گردیم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

همایون نوشته:

غزل سماع
انانکه به دور یار می‌‌گردند زیبا‌ترین حال آنسان را تجربه می‌‌کنند، این گونه می‌‌توان یار نادیدنی را دید
با شنیدن این غزل انسان به دیدار یار می‌‌رسد گویی گوش او به چشم بدل می‌‌گردد
زیبا‌ترین دیدار دیدن یار است زیرا انسان از خود جدا می‌‌شود و همه یار می‌‌شود
یار ما هیچ عیب و هیچ نقصی ندارد همه زیبائی و همه توانائی است وما چون باد بهاری همیشه در خدمت گلزار او هستیم

👆☹

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید