گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بیا کامروز گرد یار گردیم

به سر گردیم و چون پرگار گردیم

بیا کامروز گرد خود نگردیم

به گرد خانه خمار گردیم

مگو با ما که ما دیوانگانیم

بر آتش‌های بی‌زنهار گردیم

سبک گردیم چون باد بهاری

حریف سبزه و گلزار گردیم

چرا چون گوش جمله باد گیریم

چرا چون موش در انبار گردیم

در آن طبله شکر پر کرد عطار

به گرد طبله عطار گردیم

چو سرمه خدمت دیده گزینیم

چو دیده جملگی دیدار گردیم

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

غزل سماع
انانکه به دور یار می‌‌گردند زیبا‌ترین حال آنسان را تجربه می‌‌کنند، این گونه می‌‌توان یار نادیدنی را دید
با شنیدن این غزل انسان به دیدار یار می‌‌رسد گویی گوش او به چشم بدل می‌‌گردد
زیبا‌ترین دیدار دیدن یار است زیرا انسان از خود جدا می‌‌شود و همه یار می‌‌شود
یار ما هیچ عیب و هیچ نقصی ندارد همه زیبائی و همه توانائی است وما چون باد بهاری همیشه در خدمت گلزار او هستیم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.