گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا

مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا

جام می می‌ریخت ره ره زانک مست مست بود

خاک ره می‌گشت مست و پیش او می‌کوفت پا

صد هزاران یوسف از حسنش چو من حیران شده

ناله می‌کردند کی پیدای پنهان تا کجا

جان به پیشش در سجود از خاک ره بد بیشتر

عقل دیوانه شده نعره زنان که مرحبا

جیب‌ها بشکافته آن خویشتن داران ز عشق

دل سبک مانند کاه و روی‌ها چون کهربا

عالمی کرده خرابه از برای یک کرشم

وز خمار چشم نرگس عالمی دیگر هبا

هوشیاران سر فکنده جمله خود از بیم و ترس

پیش او صف‌ها کشیده بی‌دعا و بی‌ثنا

و آنک مستان خمار جادوی اویند نیز

چون ثنا گویند کز هستی فتادستند جدا

من جفاگر بی‌وفا جستم که هم جامم شود

پیش جام او بدیدم مست افتاده وفا

ترک و هندو مست و بدمستی همی‌کردند دوش

چون دو خصم خونی ملحد دل دوزخ سزا

گه به پای همدگر چون مجرمان معترف

می‌فتادندی به زاری جان سپار و تن فدا

باز دست همدگر بگرفته آن هندو و ترک

هر دو در رو می‌فتادند پیش آن مه روی ما

یک قدح پر کرد شاه و داد ظاهر آن به ترک

وز نهان با یک قدح می‌گفت هندو را بیا

ترک را تاجی به سر کایمان لقب دادم تو را

بر رخ هندو نهاده داغ کاین کفرست،ها

آن یکی صوفی مقیم صومعه پاکی شده

وین مقامر در خراباتی نهاده رخت‌ها

چون پدید آمد ز دور آن فتنه جان‌های حور

جام در کف سکر در سر روی چون شمس الضحی

ترس جان در صومعه افتاد زان ترساصنم

می‌کش و زنار بسته صوفیان پارسا

وان مقیمان خراباتی از آن دیوانه تر

می‌شکستند خم‌ها و می‌فکندند چنگ و نا

شور و شر و نفع و ضر و خوف و امن و جان و تن

جمله را سیلاب برده می‌کشاند سوی لا

نیم شب چون صبح شد آواز دادند مؤذنان

ایها العشاق قوموا و استعدوا للصلا

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

منصورقربانی در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۲۴ نوشته:

دراین غزل شاعر باین امراشاره دارد که در بزم عرفان که مستی از می معرفت حاصل میشود القاب وعناوین که ظاهری هستند بکنار میرود وهمه به امر محبوب برسرکاری هستند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

نادر.. در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۰ نوشته:

از برای یک کرشمه، عالمی کرده خراب...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

همایون در ‫۳ سال قبل، جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۰ نوشته:

به نظر از غزل‌های الحاقی است که وارد دیوان شده است و با زبان جلال دین فاصله دارد
واژه های استعدوا و مؤذنان و للصلا در جای دیگر نیامده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

عباس جنت در ‫۳ سال قبل، شنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۴۴ نوشته:

هبا = خاک نرم
مقامر = قمار‌کننده؛ قمارباز
شمس الضحی = آفتاب صبحگاهی که جهان را روشن سازد
ایها العشاق قوموا و استعدوا للصلا = ای عاشقان برخیزید و دیگران را دعوت کنید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.