گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم

چون شمع به پروانه مظلوم رسیدیم

یک حمله مردانه مستانه بکردیم

تا علم بدادیم و به معلوم رسیدیم

در منزل اول به دو فرسنگی هستی

در قافله امت مرحوم رسیدیم

آن مه که نه بالاست نه پست است بتابید

وان جا که نه محمود و نه مذموم رسیدیم

تا حضرت آن لعل که در کون نگنجد

بر کوری هر سنگ دل شوم رسیدیم

با آیت کرسی به سوی عرش پریدیم

تا حی بدیدیم و به قیوم رسیدیم

امروز از آن باغ چه بابرگ و نواییم

تا ظن نبری خواجه که محروم رسیدیم

ویرانه به بومان بگذاریم چو بازان

ما بوم نه‌ایم ار چه در این بوم رسیدیم

زنار گسستیم بر قیصر رومی

تبریز ببر قصه که در روم رسیدیم

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

لیلی در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۵ نوشته:

امت مرحوم اینجا معناش چیه؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
روفیا در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۱ نوشته:

یعنی آنگاه که از هستی رستیم مشمول رحمت قرار گرفتیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
پاسخ به لیلی در ‫۷ ماه قبل، سه شنبه ۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۴ نوشته:

منظور از «امت مرحوم»، یعنی مسلمانان. همان اصطلاح «امّت مرحومه» است که در روایات به امّت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم اطلاق شده است؛ یعنی این امّت مورد رحمت خدا قرار می‌گیرند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علامه جعفری همدانی در ‫۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۲ نوشته:

مولانا در مثنوی در داستان شیر و گرگ و روباه حدیث امت مرحومه را به زیبایی و شیوایی تفسیر کرده است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.