گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم

والله که نشان‌های قروی ده یارست

آن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم

از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدن

وز حرص زبان و لب و پدفوز گزیدیم

چون تیر پریدیم و بسی صید گرفتیم

گر چه چو کمان از زه احکام خمیدیم

ما عاشق مستیم به صد تیغ نگردیم

شیریم که خون دل فغفور چشیدیم

مستان الستیم به جز باده ننوشیم

بر خوان جهان نی ز پی آش و ثریدیم

حق داند و حق دید که در وقت کشاکش

از ما چه کشیدید وز ایشان چه کشیدیم

خیزید مخسپید که هنگام صبوح است

استاره روز آمد و آثار بدیدیم

شب بود و همه قافله محبوس رباطی

خیزید کز آن ظلمت و آن حبس رهیدیم

خورشید رسولان بفرستاد در آفاق

کاینک یزک مشرق و ما جیش عتیدیم

هین رو به شفق آر اگر طایر روزی

کز سوی شفق چون نفس صبح دمیدیم

هر کس که رسولی شفق را بشناسد

ما نیز در اظهار بر او فاش و پدیدیم

وان کس که رسولی شفق را نپذیرد

هم محرم ما نیست بر او پرده تنیدیم

خفاش نپذرفت فرودوخت از او چشم

ما پرده آن دوخته را هم بدریدیم

تریاق جهان دید و گمان برد که زهر است

ای مژده دلی را که ز پندار خریدیم

خامش کن تا واعظ خورشید بگوید

کو بر سر منبر شد و ما جمله مریدیم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سیاوش در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، پنج شنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۶ نوشته:

به به ...

 

مریم در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دو شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۴ نوشته:

در بیت ششم، «ثریدیم» باید «تریدیم» باشد.

 

همایون در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۴ نوشته:

عرفان جلال دین خورشیدی است همان گونه که اولین آیین‌ها نزد انسان خورشیدی بود و سپس جای خود را به خدای نا دیدنی داد که هر چند مرحله‌ای از پیشرفت به حساب می‌‌آید ولی راه انحراف و سؤ استفاده را نیز می‌‌گشاید که اولین آن این است که موفقیت و سعادت را فقط برای عدّه‌ای خاص می‌‌داند ولی خورشید بر همه می‌‌تابد حتی بر آنان که از نور بیزارند
دوم آنکه در عرفان خورشیدی امید و خرمی و تازگی و سرسبزی پایان کار است ولی در آن دیگری چنین تضمینی وجود ندارد
سوم آنکه در باور خورشیدی انسان سرور و پادشاه هستی‌ است ولی در آن دیگری انسان خوار و گناهکار

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.