گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم

که امروز همه روز خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید

چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم

برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » شورانگیز » تصنیفِ صبوح

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۲۶ » (ماهور) (۱۲:۲۵ - ۱۷:۲۲) نوازندگان: لطفی، محمدرضا (‎تار) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: بجوشید بجوشید بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

رضا یزدانی » شهر دل » بجوشید

music_note معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سارا در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۱، ساعت ۰۳:۰۶ نوشته:

بیت آخر به زیبایی و در نهایت ظرافت به بُعد اشاره دارد.
سخن از خاک و حصیر (افقی) و برآمدن و حصار (عمودی) دو محور جهان را تصویر می کنند و از سویی دیگر "چرخ" چه به معنای روزگار و چه به معنای لغوی آن (گردش) بُعد سومی را هم به مفهوم اضافه می کند. در کنار تمام این ها، عنصر حرکت و پویایی (مانند چیزی که در سماء می بینیم) شعر را زنده می کند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

حامد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۷ نوشته:

گاهی فکر می کنم که در ایران چیزی است که در میان اقوام دیگر متمایز است. احساس با واقعیت طوری ترکیب می شود که در میان دیگر نوشته ها متمایز می شود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

باده پرست در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۱ نوشته:

با این ترکیب هم می تواند جالب باشد
در این خاک در این خاک دراین مزرع می پاک
بجز مهر بجر عشق دگر تخم نکاریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مجتبی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۷ نوشته:

ولی فکر کنم درست تر اینه
بجزمهر بجزعشق دگر ذرنکاریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مجتبی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۷ نوشته:

ببخشید دگر بذر نکاریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مرتضی در ‫۶ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۲ نوشته:

من هم دگر بذر نکاریم رو شنیدم و بیشتر پسندیدم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علاء در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۸ نوشته:

حضرت مولانا در بیت دوم جان و قلب آدمی را به مزرعه پاکی تشبیه میکند که جایگاه راستینش عشق و محبت است .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

آقابابا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۴ نوشته:

به نام خدا
به قول ظریفی ما نه تنها باید شعر بخوانیم که اولی تر آنست که شعرهایمان را زندگی کنیم.حقیقتا وقتی در احوال تاریخ گذشته بر جهان و عمر اندک در اختیار مستغرق میشوم به این نتیجه میرسم که
«در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم»
مدتی که این عشق ورزی به همنوع و حتی موجودات را تمرین میکنم ،چنان متلذذ و متبسم و زلال هستم که گاه سنگ از پشت نمازم پیداست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سراج در ‫۵ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۰ نوشته:

به تصحیح و طبع زنده یاد بدیع الزمان فروزانفر، بیت دوم همین طور که آمده صحیح است...
در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم ...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کامران کمیلی پور در ‫۵ سال قبل، پنج شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۵ نوشته:

بیت اول این غزل را در مجموعه رسول آفتاب، دکتر سروش این گونه قرائت می کند:
بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم.
....
کلمه شعار، از شَعر به معنی مو (پشم) گرفته شده است. شعار، یعنی موبافت. یعنی تن پوش. شعور یعنی نکته سنجی. مو از ماست کشیدن.
در گذشته، کلمه شعار، همان معنی لباس را داشت. در حالی که در ادبیات سیاسی امروز، کلمه شعار به معنی داد و فریاد در حین تظاهرات خیابانی است.
اهل شعار بودن، در ادبیات قدیم فاقد معنی بود و در ادبیات جدید یعنی کسی که شعار می دهد و اهل شعور نیست!
بحر شعار، یعنی کسی که دریا، تن پوش اوست. مولانا گفته است آرام مباشید و بجوشید که دریا، تن پوش ماست.
به این ترتیب، قرائت دکتر سروش، بر آنچه اینجا آمده ترجیح دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Ardesheer در ‫۴ سال و ۸ ماه قبل، دو شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۳ نوشته:

با درود، جناب کامران عزیز گمان من بر این است که شعار کوتاه شده ی شعائر باشد که به ضرورت وزن و قافیه کوتاه شده و خود جمع شعور به معنی احساس میباشد. کلمه ی شعور و فعل شَعَرَ به معنای احساس و احساس کردن در عربی بکار میرود چنانکه مثلاً می گویند : أنی أشعر بالسعادة : احساس شادمانی میکنم. و معنی مصرع اول می شود : بجوشید که ما دریای احساس (احساسات) هستیم.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

فرامرز در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۰ نوشته:

سلام بر دوستان جان .
از آنجایی که در این آشفته بازار روزگار ما که نه نیازی به بازگویی آن است نه قصد آزردن دوستان دل و جان است ، چیزی که میتواند حال ما را بهبود ببخشد و از پس آن حال دیگرانی که در اطراف ما هستند را نیز ، فرو رفتن در افکار بزرگان شعر و ادب این سرزمین است .
پس بیاییم به جای این سنت نا میمون که هر کجا جمعی است همگان در بحث و جدل و مرافعه بر سر اقتصاد و سیاست و... هستند ، ما که پیشتر و بیشتر از آنها پی به این معجون روح افزا برده ایم ، آنان را نیز گوش کشان بر سر این خوان بی دریغ بنشانیم .
شاید که اندکی از وضع موجود را بهبود توانستیم داد با همگانی کردن مباحث اینچنینی و سخن گفتن از یافته هامان با دیگران ، به جای مباحث بیهوده و کسالت آور .
نکند که خدای نا کرده حال خوبمان را از دیگران دریغ کنیم .
"هواداران کویش را چو جان خویشتن داریم "

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سعید در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۷ نوشته:

در بیت چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم
که امروز همه روز خمیریم و خماریم
به نظر مولانا به نوشیدن باده از جام الست بربکم اشاره دارد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

خسرو در ‫۲ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۷ نوشته:

به نظر من در مصرع (بجز مهر بجر عشق دگر تخم نکاریم) دگر تخم نکاریم درست است. زیرا در اشعار مولانا، مفاهیم عرفای اولویت دارند بر ظرافت و اصول شعر سرایی. مولانا مثل حافظ در قید و بند کلمات و وزن و قافیه ها نیست. پر واضح است که این ابیات در حالت مراقبه بر زبان شاعر عارف جاری می شوند و قطعاً کلمات ظرفیت به دوش کشیدن بار عرفانی مولانا را ندارند.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

مهدی در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۶ نوشته:

سلام من این ترکیب رو دوست دارم
در این خاک در این خاک در این مزرع چه کشتیم
بجز مهر بجز عشق دگر بذر نکاریم

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

M.Sh در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، چهار شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۳ نوشته:

فکر می کنم دگر بذر نکاریم باشه

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

زهرا ملاشاهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ نوشته:

درود بر اساتید و ادیبان عزیز.جانم تازه گشت از خواندن این ابیات.درود بر مولانای بزرگ و همه ادب دوستان و ادیبان.افتخار میکنم زبان مادریم فارسی است.درین روزگار غم و خاکستری فقط اینچنین اشعاری میتواند دمی جان آدمی را بنوازد البتته اگر هنوز کمی آدم باشد.خواستم تشکر کرده باشم از همه ی اساتید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

زهرا ملاشاهی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۱ نوشته:

بیت آخر ستان منظور خاکستان است؟ممنون میشم اساتید توضیح بدن.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رضا منصوری در ‫۱ سال قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۸ نوشته:

برنامه 501 گنج حضور جناب آقای شهبازی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

Ouchen در ‫۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۹ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۲ نوشته:

 

💜بحرْ شَعار به معنای کسی ست که لباس از دریا دارد،چه ترکیب زیبایی! یعنی کسی که غرقه ی دریاست. حضرت #مولانا از همان بیت آغازین غزل، توفنده و کوبنده میآید. این‌جا دوباره سخن از حالات روحانی #مولانا ست. #مولانا در بسیاری از اشعارش از حالات روحی خود در درگاه معشوق سخن می‌راند و پرده از اسرار بسیاری در این گونه اشعار برمی‌دارد. این غزل بسیار زیبا نیز یکی از آنهاست. او سخاوتمندانه از خودِ بی‌خود شده در برابر معشوقش می‌سراید و وصف معشوقش را و حالتی که بر روح او از دیدار معشوق مستولی ست به مخاطب ارزانی می‌کند. به جرأت می‌توان گفت که حضرات #شیخ_عطار و #مولانا برترین عارفان در توصیف این گونه حالاتشان هستند. حتی حضرت #مولانا در بیت واپسین غزل ۱۴۲۹ #دیوان_شمس می‌فرماید که:همی‌گویم دلا بس کن دلم گوید جواب من|که من در کان زر غرقم چرا ز ایثار بگریزم. یعنی به دل می‌گویم که دست از این بازگویی اسرار بردار و او در پاسخم می‌گوید که منی که در معدن زر (اسرار الهی)غرق شده ام چرا از بخشش آن گریزان باشم؟ #مولانا در این غزل خود را به یقین، در نزدیک‌ترین جا به معشوق می‌داند(در همان بیت آغازین می‌فرماید که ما غرقه ی دریای معرفت الهی گشته ایم و در این دریا همیشه در جوش و خروش هستیم) اما به مخاطب نهیب میزند که چون تو از باده ی حق و حقیقت نچشیده ای پس توان درک حال مرا نداری، فقط این را بدان که ما همچون ستون و حصاری بر این چرخ و فلک استواریم چرا که ما هر روز از باده ی ناب معشوق به مستی می‌رسیم. و اینچنین بی پروا دم از فنای در معشوق زدن تنها کار بزرگانی چون #مولانا ست نه مدعیان خدا شناسی.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.