گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم

شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم

چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم

چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم

طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد

ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم

شتابید شتابید که ما بر سر راهیم

جهان درخور ما نیست که ما ناز و نعیمیم

غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم

که تن شاخ درختی است و ما باد نسیمیم

ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است

خمش باش خمش باش هم آنیم و هم اینیم

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.