گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

غزل شمارهٔ ۱۴۷۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم

بسی علتیان را ز غم بازخریدیم

سبل‌های کهن را غم بی‌سر و بن را

ز رگ هاش و پی‌هاش به چنگاله کشیدیم

طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم

بسی مرده گرفتیم در او روح دمیدیم

بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها

که تا شکر بگویند که ما از چه رهیدیم

رسیدند طبیبان ز ره دور غریبان

غریبانه نمودند دواها که ندیدیم

سر غصه بکوبیم غم از خانه بروبیم

همه شاهد و خوبیم همه چون مه عیدیم

طبیبان الهیم ز کس مزد نخواهیم

که ما پاک روانیم نه طماع و پلیدیم

مپندار که این نیز هلیله‌ست و بلیله‌ست

که این شهره عقاقیر ز فردوس کشیدیم

حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم

که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم

دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند

دگر لاف مپران که ما بازپریدیم

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حجت اله نوشته:

باسلام
من این شعر رو برای دوستم که دکتر طب سنتی واسلامی هست خوندم
به این نتیجه رسیدیم که مولانا علم طب را به درستی درک مینموده واین کلمات ودرمان ها را برای اثبات طبابت نفس انسان اوده است.ومیگوید طبابت من مانند طبیبان نیست که قاروره میگیرند تابتوانند تشخیص مرض دهند ودرمان کنند بلکه ما با اندیشه درمان میکنیم.
اقای محمد جعفر مصفا بهتر اشارات مولوی را زیبا بیان مینماید .باید از چشم او نیز نگاهی دوباره به غزلیات شمس انداخت

👆☹

حسین نوشته:

در بیت دوم مصرع دوم:
ز رگ هاش و ز پی هاش به چنگاله کشیدیم صحیح است.

👆☹

عباس نوشته:

حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
تعالیم شفا بخش حضرت بهالله با اظهار امر ایشان در بغداد رسما شروع شد

سبل‌های کهن را غم بی‌سر و بن را
ز رگ هاش و پی‌هاش به چنگاله کشیدیم
خرفاتی که ادیان کهن گرفتار آن شدند را ریشه کهن می‌کنیم

دواها که ندیدیم
اشاره به تعالیم نوین این امر مبارک

مپندار که این نیز هلیله‌ست و بلیله‌ست
که این شهره عقاقیر ز فردوس کشیدیم
این تعالیم الهی است که با رسم و روسوم متداول قدیمی فرق دارد

حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم
که ما در تن رنجور چو اندیشه دویدیم
برای شفای مریض از روسوم پوسیده گذشته استفاده نمیکنیم ما با اندیشه و خرد شفا میدهیم

هلیله‌ = از درختان نواحی حاره است که میوه اش مصرف طبی دارد
بلیله‌ = ثمر میوۀ درختی شبیه هلیله با پوست خاکستری یا زردرنگ که بومی هند است و مصرف دارویی دارد
عقاقیر = ادویه
قاروره = شیشه‌ای که ادرار بیمار را برای معاینه یا تجزیه در آن می‌ریزند

👆☹

همایون نوشته:

باور جلال دین بر آن است که دو نوع پزشک و دو گونه پزشکى داریم
در اولین حکایت مثنوى (ماهنامه) هم در داستان پادشاه و کنیزک به این نکته بسیار مهم که قلب عرفان اوست اشاره میکند
و عقیده دارد که پزشکان معمولى بیمارى هاى ساده را با دارو هایى که مى شناسند معالجه میکنند ولى انسان گرفتارى هایى هم دارد که این پزشکان چاره و درمانى براى آنها ندارند
و او عرفان خود را چاره آن مى داند
که بجاى هلیله و سرکنگبین، از سخن شیوا و خبر هاى خوش و اندیشه هاى شاد بهره مى گیرد

👆☹

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify