گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

خلاص شمع نزدیکست شد روز

خلاص شمع‌ها شمعی برآمد

که بر زنگی ظلمت‌هاست پیروز

نهان شد ظلم و ظلمت‌ها ز خورشید

نهان گردد الف چون گشت مهموز

شنو از شمس تأویلات و تعبیر

چو اندر خواب بشنیدی تو مرموز

چنین باشد بیان نور ناطق

نه لب باشد نه آواز و نه پدفوز

چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست

هزار اکسیر از خورشید آموز

پی خورشید بهر این دوانست

هلال و بدر صبح و شام چون یوز

چو دیدی پرده سوزی‌های خورشید

دهان از پرده دریدن فرودوز

خمش آن شیر شیران نور معنیست

پنیری شد به حرف از حاجت یوز

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۷ نوشته:

پدفوز یا پتفوز یعنی دور دهان و دهان به لری پتپوز است یعنی پت که دهان است و پوز که پوزه لغت دیگر نس است که همین معنی را میدهد و البته در فحش سرودی. که از جناب منجیک شاعر پر قریحه و فحشویمان مانده امده است در فرهنگ اسدی هم هست ، اما فوز یعنی اروغ و فعل ان فوزیدن است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۹ نوشته:

پت با پوزش بینی است به لری

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۲ نوشته:

دریدن به فارسی کهن تر فتاردن است و فتالدن که به عربی هم رفته که انفطرت یعنی شکافت از ان بنیاد شده است و ریشه فارسی دارد زیرا به عربی و در نهج بلاغه بیشتر به معنی افرینش امده است و فطرت که نهاد میباشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۶ نوشته:

تأویلات همان hermeneutics است که دانش تفسیر و زند نوشتن بر متن های سپند و مقدس است که البته دانشی است ننوشتنی بیشتر ، و به نزد خداوندان ان از سینه به سینه میرود و برای روندگان(سالکان) و نه باشندگان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۹ نوشته:

دریدن و دوختن در بیت مانده به اخر با هم امده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۸ سال و ۵ ماه قبل، پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۱ نوشته:

در بیت اخر هر چند گفته یوز اما دریوزه هم به ذهن می اید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۵ نوشته:

به یوزپلنگ که رام بشود گاهی پنیر میدادند .یوز پنیری یعنی یوزی که از شکار و آزادی دویدن در دشت وامانده است و بجای گوشت شکار پنیر می خورد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
لیام در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۱ نوشته:

جناب کیخا ، جناب گوهری ، روفیا بانو ، بابک عزیز ، و،،،همگی خوش آمدید ،
،،
بار دیگر صفحه ی گنجور عطر آمیز شد
روح پرور محفلِ یارانِ شورانگیز شد
تا شکر می بارد از کلک گهر بار شما
آسمانم پُر ستاره کلبه ام گلریز شد.
،،،
حسین جان ممنون ، گل گفتی،
در انتظار دیگرعزیزان ،

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
Sousan Fatai در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۳ نوشته:

من نمی‌تونم مفهوم این سروده رو به‌درستی دریابم!
از دوستان خواهش می‌کنم کمی راه‌نمایی کنند.
سپاسگو خواهم شد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۲ نوشته:

سوسن بانو مفهوم شعر کلا مرتبط با این غزل مغروقه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۳/
داره میگه که ما انسانیم و انسان خوب از فرشته هم بهتره وقتی میشه به درجات اعلی روحانیت (روحانیت حالا مورد نظرم نیستا خدا نکنه )
پاکی روح حیات طیبه و این چیزا برسیم
پس چرا به لذت های کوچیک انسانی قناعت کنیم
صحبت عارفانه و صوفیانه هم بلد نیستم که بیشتر بگم ببخشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.