گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ساقیا باده گلرنگ بیار

داروی درد دل تنگ بیار

روز بزمست نه روز رزمست

خنجر جنگ ببر چنگ بیار

ای ز تو دردکشان دردکشان

دردیی که کندم دنگ بیار

من ز هر درد نمی‌گردم دنگ

دردی آن سره سرهنگ بیار

روز جامست نه نام و ناموس

نام از پیش ببر ننگ بیار

کیمیایی که کند سنگ عقیق

آزمون کن بر او سنگ بیار

صیقل آینه نه فلکست

ز امتحان آهن پرزنگ بیار

چشمه خضر تو را می‌خواند

که سبو کش دو سه فرسنگ بیار

پس گردن ز چه رو می‌خاری

نک ظفر هست تو آهنگ بیار

حرف رنگست اگر خوش بویست

جان بی‌صورت و بی‌رنگ بیار

کم کنی رنگ بیفزاید روح

بوی روح صنم شنگ بیار

لب ببند از دغل و از حیلت

جان بی‌حیلت و فرهنگ بیار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.