گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۹۶

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات
 

گر ز سر عشق او داری خبر

جان بده در عشق و در جانان نگر

عشق دریاییست و موجش ناپدید

آب دریا آتش و موجش گهر

گوهرش اسرار و هر سویی از او

سالکی را سوی معنی راه بر

سر کشی از هر دو عالم همچو موی

گر سر مویی از این یابی خبر

دوش مستی خفته بودم نیم شب

کاوفتاد آن ماه را بر ما گذر

دید روی زرد من در ماهتاب

کرد روی زرد ما از اشک تر

رحمش آمد شربت وصلم بداد

یافت یک یک موی من جانی دگر

گر چه مست افتاده بودم از شراب

گشت یک یک موی بر من دیده ور

در رخ آن آفتاب هر دو کون

مست لایعقل همی‌کردم نظر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهران عالی وند در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۷ نوشته:

بالأخره اسن غزل از عطار است یا مولوی؟
شما بر ای هر دو آوردیدش

 

ماه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۹ نوشته:

سلام. این غزل طولانی است. در بیت آخر هم شامل تخلص "عطار" است.

 

ماه در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۴ نوشته:

ماندی ای عطار در اول قدم
کی توانی برد این وادی به سر

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.