گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

امیر حسن خندان کن چشم را

وجودی بخش مر مشتی عدم را

سیاهی می‌نماید لشکر غم

ظفر ده شادی صاحب علم را

به حسن خود تو شادی را بکن شاد

غم و اندوه ده اندوه و غم را

کرم را شادمان کن از جمالت

که حسن تو دهد صد جان کرم را

تو کارم زان بر سیمین چو زر کن

تو لعلین کن رخ همچون زرم را

دلا چون طالب بیشی عشقی

تو کم اندیش در دل بیش و کم را

بنه آن سر به پیش شمس تبریز

که ایمانست سجده آن صنم را

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرهنگ در ‫۳ سال و ۴ ماه قبل، یک شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ نوشته:

مصرع اول حشم صحیح هست به معنای خدمتکاران

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

سید مهدی جهرمی در ‫۲ سال و ۱۰ ماه قبل، پنج شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۲ نوشته:

در مصرع اول حشم دزست است و چشم اشتباه نمایانی است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یکی (ودیگر هیچ) در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۰ نوشته:

به نام او
همان چشم صحیح تر می نماید در معنی
بمعنای چشم مرا خندان کن یعنی شادی ببخش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.