گنجور

بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

صوفیی در باغ از بهر گشاد

صوفیانه روی بر زانو نهاد

پس فرو رفت او به خود اندر نغول

شد ملول از صورت خوابش فضول

که چه خسپی آخر اندر رز نگر

این درختان بین و آثار و خضر

امر حق بشنو که گفتست انظروا

سوی این آثار رحمت آر رو

گفت آثارش دلست ای بوالهوس

آن برون آثار آثارست و بس

باغها و سبزه‌ها در عین جان

بر برون عکسش چو در آب روان

آن خیال باغ باشد اندر آب

که کند از لطف آب آن اضطراب

باغها و میوه‌ها اندر دلست

عکس لطف آن برین آب و گلست

گر نبودی عکس آن سرو سرور

پس نخواندی ایزدش دار الغرور

این غرور آنست یعنی این خیال

هست از عکس دل و جان رجال

جمله مغروران برین عکس آمده

بر گمانی کین بود جنت‌کده

می‌گریزند از اصول باغها

بر خیالی می‌کنند آن لاغها

چونک خواب غفلت آیدشان به سر

راست بینند و چه سودست آن نظر

بس به گورستان غریو افتاد و آه

تا قیامت زین غلط وا حسرتاه

ای خنک آن را که پیش از مرگ مرد

یعنی او از اصل این رز بوی برد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

نغول فارسی است معنی های زیادی دارد ولی اینکه معنی عمیق و گود هم دارد گویا با غور هم پیوسته است .

👆☹

امین کیخا نوشته:

اصل به عربی یعنی ریشه است باغ را هم با آن آورده ولی لاغ به معنی شوخی معنی شاخه هم می دهد که هنوز در کردی ونه در لری باقی مانده است به این ترتیب شاخه و ریشه و باغ را باهم آورده است .

👆☹

ضیایی نوشته:

این بیت مولانا
باغها و سبزه ها اندر دل است
عکس آن بیرون بر این آب و گل است
راهنمای خوبی است برای فهم برخی بیت ها در دیوان حافظ، از جمله:
مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش
فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم
یا
باغ مرا چه حاجت سرو و سنوبر است
شمشاد خانه پرور من از که کمتر است

👆☹

منصور بنانی نوشته:

اصل وجود من و درخت انگور
من این افکار، هیجان ها، حس های بدنی، دیدنی ها، شنیدنی ها و… نیستم، زیرا این ها دائماً در حال تغییر ند و با مرگ، خاموش می شوند. ولی آگاهی بیکران که اصل هستی من و این درخت انگور(رز) است، ازلی و ابدی است. نکته جالب اینکه حتی اصل دنیای خارج نظیر بوستان ها و درختان انگور و همه دیدنی ها و شنیدنی ها و بوئیدنی های آن، در فضای بیکران آگاهی است که در عمق جان من حضور دارد! دیدن ، شنیدن، بوئیدن، لمس کردن و چشیدن همه در درون من و در فضای بیکران آگاهی ورای فکر رخ می دهند.
خوشا به حال کسی که غرق شدن در موضوعات آگاهی نظیر دیدنی ها، شنیدنی ها، افکار، هیجان ها و…مانع درک او از مرگ پیش از مرگ (یعنی از یک سو آگاهی نسبت نبودن من کاذب و از سوی دیگر درک آگاهی بیکران ورای فکر در عمق جان) نمی شود.
چنین کسی می فهمد که حتی اصل وجود دنیای بیرون هم، آگاهی بیکران ورای زمان و مکان است، که در عمق جان ما حضور دارد.

👆☹

دکتر صحافیان نوشته:

ادامه دریافتهای دفتر چهارم مثنوی ۱۷ حکایت آن صوفی که در گلستان سر بر زانوی مراقبه داشت

صوفی ای برای در باغی سر بر زانوی مراقبه داشت.
فردی به او گفت چرا خوابیده ای؟
برخیز و درختان و گلها را تماشا کن.صوفی گفت همه زیبایی ها در دل آدمی است و هر چه زیبایی در دنیاست انعکاس دل آدمی می باشد.اما آدمیان ظاهر بین شیفته و عاشق ظاهر ند و تنها در زمانی حقیقت حال مرا می یابند که حجاب از آنها برداشته شود.
گفت آثارش دل است از بوالهوس
آن برون،آثار آثارست و بس۱۳۶۲
صوفی در جواب اعتراض می گوید آنچه می بینی گر چه آثار رحمت خداست اما زیبایی گلها و بهار از زیبایی دل است و اینها آثار آثار خداست.
باغ ها و سبزه ها در عین جان
بر برون،عکسش چو در آب روان۱۳۶۳
باغ ها و میوه ها اندر دل است
عکس لطف آن برین آب و گل است
گر نبودی عکس آن سر و سرور
پس نخواندی ایزدش دارالغرور ۱۳۶۶
اشاره به آیه ۱۵۸ سوره آل عمران که دنیا خانه فریب است یعنی فقط انعکاس است نه حقیقت.
ای خنک آنرا که پیش از مرگ،مرد
یعنی او از اصل این رز بوی برد
خوشا به سعادت کسی که قبل مرگ به نیستی و فنا رسید و بویی از درخت انگور برد و مست حقیقت شد نه فریفته انعکاس و ظاهر.
کانال و وبلاگ آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید