گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

انبیا گویند روز چاره رفت

چاره آنجا بود و دست‌افزار زفت

مرغ بی‌هنگامی ای بدبخت رو

ترک ما گو خون ما اندر مشو

رو بگرداند به سوی دست چپ

در تبار و خویش گویندش که خپ

هین جواب خویش گو با کردگار

ما کییم ای خواجه دست از ما بدار

نه ازین سو نه از آن سو چاره شد

جان آن بیچاره‌دل صد پاره شد

از همه نومید شد مسکین کیا

پس برآرد هر دو دست اندر دعا

کز همه نومید گشتم ای خدا

اول و آخر توی و منتها

در نماز این خوش اشارتها ببین

تا بدانی کین بخواهد شد یقین

بچه بیرون آر از بیضه نماز

سر مزن چون مرغ بی تعظیم و ساز

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

مثنوی نسخهٔ قونیه، کاتب محمد بن عبدالله القونوی، پایان کتابت ۶۷۷ ه.ق » تصویر 262

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دکتر صحافیان در ‫۲ سال قبل، دو شنبه ۸ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۳ نوشته:

چونکه با تکبیرها مقرون شدند
همچو قربان از جهان بیرون شدند
معنی تکبیر این است ای امام
کای خدا پیش تو ما قربان شدیم
وقت ذبح الله اکبر می کنی
همچنین در ذبح نفس کشتنی
تمثیل الله اکبر نماز به کشتن نفس.و بیرون رفتن از این جهان به وسیله نمازی که با قربانی شدن آغاز شود.
تن چو اسماعیل و جان همچون خلیل
کرد جان تکبیر بر جسم نبیل (بزرگ)
ایستاده پیش یزدان اشک ریز
بر مثال راست خیز رستخیز
ایستادن در نماز مانند ایستادن در روز قیامت و شرمندگی است.
در قیام این گفت ها دارد رجوع
وز خجالت شد دو تا او در رکوع
از خجالت در مقابل خداوند خم می شود و به رکوع می رود.
سر بر آرد از رکوع آن شرمسار
باز اندر رو فتد آن خام کار
سر بر آرد او دگر ره شرمسار
اندر افتد باز در رو همچو مار
حضور زیبای خداوند پس از کشتن نفس که دیوار مانع دیدار بود سبب شرمندگی از فقر خویش می شود و پس از رکوع به سجده می افتد و مانند مار (بی دست و پا)دوباره به خاک می افتد.
در نماز این خوش اشارت ها ببین
تا بدانی کین بخواهد شد یقین
بچه بیرون آر از بیضه نماز
سر مزن چون مرغ بی تعظیم و ساز
تمثیل نماز به تخم پرنده و دریافت حضور و شرمندگی عشق به بی نهایت، بچه آن است.
بدون حضور مثل پرنده ای هستی که گویا به زمین نوک می زند (تصویر سجده کردن مکرر ).
شرح کامل مثنوی و حافظ در کانال و وبلاگ:
آرامش و پرواز روح
arameshsahafian@

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.