گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ظاهرست آثار و میوهٔ رحمتش

لیک کی داند جز او ماهیتش

هیچ ماهیات اوصاف کمال

کس نداند جز بثار و مثال

طفل ماهیت نداند طمث را

جز که گویی هست چون حلوا ترا

کی بود ماهیت ذوق جماع

مثل ماهیات حلوا ای مطاع

لیک نسبت کرد از روی خوشی

با تو آن عاقل چو تو کودک‌وشی

تا بداند کودک آن را از مثال

گر نداند ماهیت یا عین حال

پس اگر گویی بدانم دور نیست

ور ندانم گفت کذب و زور نیست

گر کسی گوید که دانی نوح را

آن رسول حق و نور روح را

گر بگویی چون ندانم کان قمر

هست از خورشید و مه مشهورتر

کودکان خرد در کتابها

و آن امامان جمله در محرابها

نام او خوانند در قرآن صریح

قصه‌اش گویند از ماضی فصیح

راست‌گو دانیش تو از روی وصف

گرچه ماهیت نشد از نوح کشف

ور بگویی من چه دانم نوح را

همچو اویی داند او را ای فتی

مور لنگم من چه دانم فیل را

پشه‌ای کی داند اسرافیل را

این سخن هم راستست از روی آن

که بماهیت ندانیش ای فلان

عجز از ادراک ماهیت عمو

حالت عامه بود مطلق مگو

زانک ماهیات و سر سر آن

پیش چشم کاملان باشد عیان

در وجود از سر حق و ذات او

دورتر از فهم و استبصار کو

چونک آن مخفی نماند از محرمان

ذات و وصفی چیست کان ماند نهان

عقل بحثی گوید این دورست و گو

بی ز تاویل محالی کم شنو

قطب گوید مر ترا ای سست‌حال

آنچ فوق حال تست آید محال

واقعاتی که کنونت بر گشود

نه که اول هم محالت می‌نمود

چون رهانیدت ز ده زندان کرم

تیه را بر خود مکن حبس ستم

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محسن در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۴ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

بیت دوم مصرع دوم نوشته شده: «کس نداند جز بثار و مثال»
درستش اینه: کس نداند جز به آثار و مثال

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
علی آریانا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، سه شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۹ نوشته:

بیت زیر پس از بیتِ «طفل ماهیت نداند طمث را/جز که گویی هست چون حلوا ترا» در محل بیت چهارم قرار دارد که در اینجا از قلم افتاده.
طفل را نبود ز وطی زن خبر
جز کھ گوئی ھست آن خوش چون شکر

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.