گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

گفت باری نطق سگ کو بر درست

نطق مرغ خانگی کاهل پرست

گفت موسی هین تو دانی رو رسید

نطق این هر دو شود بر تو پدید

بامدادان از برای امتحان

ایستاد او منتظر بر آستان

خادمه سفره بیفشاند و فتاد

پاره‌ای نان بیات آثار زاد

در ربود آن را خروسی چون گرو

گفت سگ کردی تو بر ما ظلم رو

دانهٔ گندم توانی خورد و من

عاجزم در دانه خوردن در وطن

گندم و جو را و باقی حبوب

می‌توانی خورد و من نه ای طروب

این لب نانی که قسم ماست نان

می‌ربایی این قدر را از سگان

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.