گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

آن غم که ز تو بر دل پرخون منست

کم نیست که هر لحظه در افزون منست

غایب نیم از تو یک نفس آنچه منم

آن چیز که غایب است بیرون منست

کمال‌الدین اسماعیل

درد تو دوای دل وارون منست

آسایش اندرون و بیرون منست

برخاک در تو خون دل ریختنست

کآن خاک بهر حال به از خون منست

مولانا

سلطان ملاحت مه موزون منست

در سلسله‌اش این دل مجنون منست

بر خاک درش خون جگر میریزم

هرچند که خاک آن به از خون منست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه