گنجور

 
نصرالله منشی

و بر مردمان واجب است که در کسب علم کوشند و فهم را در آن معتبر دارند، که طلب علم و ساختن توشهٔ آخرت از مهمات است. و زنده را از دانش و کردار نیک چاره نیست، و نیز نور ادب دل را روشن کند، و داروی تجربت مردم را از هلاک جهل برهاند، چنان‌که جمال خورشید روی زمین را منور گرداند، و آب زندگانی عمر جاوید دهد. و علم به کردار نیک جمال گیرد که میوهٔ درخت دانش نیکوکاری است و کم‌آزاری.

و هرکه علم بداند و بدان کار نکند به‌منزلت کسی باشد که مخافت راهی می‌شناسد اما ارتکاب کند تا به قطع و غارت مبتلا گردد، یا بیماری که مضرّت خوردنی‌ها می‌داند و همچنان بر آن اقدام می‌نماید تا در معرض تلف افتد. و هرآینه آن کس که زشتی چیزی بشناخت اگر خویشتن در آن افکند نشانهٔ تیر ملامت شود، چنان‌که دو مرد در چاهی افتند یکی بینا و دیگر نابینا؛ اگرچه هلاک میان هر دو مشترک است، اما عذر نابینا به نزدیک اهل خرد و بِصارت مقبول‌تر باشد.

 
 
غزل – کتابخانه و آموزش شعر فارسی