گنجور

 
محتشم کاشانی

که زد بر یاریِ ما چشم‌زخمی اینچنین یارا

که روزی شد پس از وصلِ چنان هجرِ چنین ما را

تو خود رفتی ولی باد جنون خواهد دواند از پی

بسان شعلهٔ آتش من مجنون رسوا را

تو خود رو در سفر کردی ولی صحرا سپر کردی

به صد شیدایی مجنون من مجنون شیدا را

فرس آهسته ران کاندر پیت از پویه فرسوده

قدم‌ها تا به زانو گمرهان دشت‌پیما را

شب تاریک و گمراهان ز دنبال تو سرگردان

برون آر از سحاب برقع آن روی مه‌آسا را

خطرگاهی‌ست گرد خرگهت از شیشه‌های دل

خدا را بر زمین ای مست ناز آهسته نه پا را

چو میرد محتشم دور از قدت باری چو باز آیی

به خاکش گه گهی کن سایه گستر نخل بالا را

 
 
 
مشکلات اینترنت
فرخی سیستانی

بر آمد پیلگون ابری ز روی نیلگون دریا

چو رای عاشقان گردان چو طبع بیدلان شیدا

چو گردان گشته سیلابی میان آب آسوده

چو گردان گردباد تندگردی تیره اندروا

ببارید و ز هم بگسست و گردان گشت بر گردون

[...]

ناصرخسرو

خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا

نه اندر وحدتش کثرت، نه مُحدَث زین همه تنها

چه گوئی از چه او عالم پدید آورد از لولو

که نه مادت بد و صورت، نه بالا بود و نه پهنا

همی گوئی که بر معلول خود علت بود سابق

[...]

ازرقی هروی

چه جرم‌ست این که هر ساعت ز روی نیلگون دریا

زمین را سایبان بندد به پیش گنبد خضرا؟

چو در بالا بود باشد به چشمش آب در پستی

چو در پستی بود باشد به کامش دود بر بالا

گهی از دامن دریا شود بر گوشۀ گردون

[...]

قطران تبریزی

به هر چیزی بود خرسند هرکش قدر بی بالا

به هفت اقلیم نپسندد کسی کَش همتی والا

ز خاک و باد و آب، آتش شرف دارد فزون زیرا

که چون باشد سوی پستی بود میلش سوی بالا

ندارد هیچ مخلوقی بعالم قدرت خالق

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۲۶ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

سپاه ابر نیسانی ز دریا رفت بر صحرا

نثار لؤلؤ لالا به صحرا برد از دریا

چون گردی کش برانگیزد سم شبدیز شاهنشه

ز روی مرکز غبرا به روی گنبد خضرا

گهی ماننده دودی مسطح بر هوا شکلش

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه