گنجور

 
محتشم کاشانی
 

دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی

مگردان روی از من تا ز قربان رونگردانی

دم خون ریختن از دیدن رویت مکن منعم

که کس در حالت بسمل نبندد چشم قربانی

بدین حسن ای شه خوبان نه جانا نخوانمت نی جان

اگر چیزی بود خوش‌تر ز جان جانان من آنی

ملک شانی و پشت قدر احباب از سگان کمتر

پریشانی و احباب از تو دایم در پریشانی

چه پرسی حرف صبر از من چه میدانی نمی‌دانم

چه گویم شرح بی صبری چو می‌دانم که میدانی

بجز مهر و مهت آیینه‌ای در خور نمی‌بینم

که در خوبی به مه میمانی و از خور نمی‌مانی

ز پند محتشم ماند ای صنم پاکیزه دامانت

الهی تا ابد مانی بدین پاکیزه دامانی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.