عاشق از حسرت دیدار تو آهی نکند
که درو غیر غنیمانه نگاهی نکند
آن چه با خرمن جانم بنگاهی کردی
برق هرچند بکوشد به گیاهی نکند
عشق تاراج گرت یک تنه با هر دو جهان
کرد کاری که به یک کلبه سپاهی نکند
شدم از سنگدلیهای تو خورسند به این
که کسی در دلت از وسوسه راهی نکند
منعم از ناله رسد پند دهی را که شود
هدف تیر نگاه تو و آهی نکند
من گرفتم که نِگَه در تو گناه است ای بت
بنده این حوصله دارد که گناهی نکند
دیدم آن زلف و تغافل زدم آهم برخاست
نتوانست که تعظیم سیاهی نکند
آن چه با کوه شکیبم رخ تابان تو کرد
شعلهٔ آتش سوزنده به کاهی نکند
محتشم این همه از گریه نگردد رسوا
که تواند کند گاهی و گاهی نکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و عشق عمیق عاشق نسبت به معشوق میپردازد. عاشق از حسرت دیدار معشوقش نالهای نمیکند، زیرا میداند که نگاه معشوق نه تنها غنیمتی نیست، بلکه او را رنج میدهد. شاعر به شدت تحت تأثیر تأثیرات معشوق قرار دارد و اشاره میکند که عشق به او مانند تهاجم به جانش است. او به سنگدلی معشوقش عادت کرده و به این نتیجه رسیده که در دل او جایی ندارد. همچنین، بر این موضوع تأکید دارد که عشق و نگاه معشوق همواره کشنده و سوزاننده است. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی با وجود همه این دردها، از ابراز احساسات و گریهاش شرمنده نخواهد بود و این راز عشق را در دل نگه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: عاشق از درد دوریات هیچ تاسفی نمیخورد، زیرا در این غم، چشمانتظاری جز یک نگاه از تو نمیبیند.
هوش مصنوعی: هر آنچه که با جانم انجام دادی، همچون برقی است که هرچند تلاش کند، نمیتواند به گیاهی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو را به تنهایی و به هر دو جهان متوجه سازد، کاری میکند که حتی یک سپاه هم نمیتواند در یک کلبه انجام دهد.
هوش مصنوعی: من از سنگدلیهای تو خوشحالم که هیچکس در دلت نتوانسته وسوسهای ایجاد کند.
هوش مصنوعی: به کسی که از ناله و شکایت بینیاز است، نصیحتی میرسد که نگاه تو به او همچون تیر میزند و او حتی آهی نمیکشد.
هوش مصنوعی: من متوجه شدم که نگاه به تو خطاست، ای بت زیبا. اما این بندهات صبر و تحملی دارد که از انجام گناه دوری کند.
هوش مصنوعی: دیدم که آن موهای طلاگون و بیتوجهی او باعث شده که آهی از دل بکشم، اما نتوانست که به خاطر سیاهی و غم ناشی از آن، احترام بگذارد.
هوش مصنوعی: من در مقابل همه سختیها و کوههای محنت، صبر و استقامت دارم، ولی زیبایی و تابش چهرهٔ تو مثل آتش سوزان است که حتی به کاهی کوچک هم آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: محتشم، با این همه گريهای که میکند، نگران رسوا شدن نیست؛ چون گاهی میتواند این احساسات را بروز دهد و گاهی هم نه.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز آن شوخ بما غیر نگاهی نکند
آن هم از ناز کند گاهی و گاهی نکند
می روم بر سر راهش بامید نظری
آه! اگر بگذرد آن شوخ و نگاهی نکند
این همه ناله، که من می کنم از درد فراق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.