تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشت
خیمهٔ صبر من دل شده را برپا داشت
تا به چنگ غمش افتاد گریبان دلم
عاقبت دست ز دامان من شیدا داشت
عقل دیوانه شدی گر بنمودی لیلی
بهمان شکل که در دیدهٔ مجنون جا داشت
بس که در سرکشی آن مه به من استغنا کرد
غیرت عشق مرا نیز به استغنا داشت
دی به مجلس لبش از ناز نجنبید ولی
نرگسش با من حیران همه دم غوغا داشت
از کمانخانهٔ ابرو به تکلف امروز
تیر بر هر که زد از غمزه نظر بر ما داشت
با خیالش دل من دوش شکایتها کرد
ورنه با آن دو لب امروز شکایتها داشت
مدعی خواست که گوید بد من کس نشنید
شد نفسگیر ز غم خوش نفس گیرا داشت
محتشم بس که در آن کوی به پهلو گردید
دوش چون قرعه هزار آبله بر اعضا داشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و درد دل شاعر است. شاعر از تیر غم عشق صحبت میکند که دل او را نشانه گرفته و صبرش را به چالش میکشد. عشق او را به دیوانگی میکشاند و زیبایی معشوق او را متری برای شکایت و نالههایش میکند. شاعر احساس میکند که هر نگاهمعیوبی از طرف معشوق به او جراحت وارد میکند و ناراحتیاش را نمیتواند در دل نگهدارد. او همچنین به توصیف حال خود در مجالس و ناز و غرور معشوق میپردازد و در نهایت میگوید که در این کوی، دچار درد و رنج زیادی شده است.
هوش مصنوعی: دوست و محبوب من با تیر عشقش به دل من ورود کرد و با صبر و استقامتی که در دل دارم، این دل را همچون خیمهای برپا نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: زمانی که به شدت تحت تأثیر درد و غمش قرار گرفتم، سرانجام دل بیپناهم از محبت و عشقش دست برداشت.
هوش مصنوعی: اگر تو لیلی را به همان شکلی که در چشم مجنون بود به نمایش میگذاشتی، عقل هم دیوانه میشد.
هوش مصنوعی: زیبایی و سرکشی آن ماه به قدری بود که مرا از حسادت و غیرت عشق دور کرد و احساس بینیازی در من به وجود آورد.
هوش مصنوعی: دیروز در مجلس، لب او از ناز تکانی نخورد، اما نرگسش که به من نگاه میکرد، هر لحظه با شور و غوغا به من نظر داشت.
هوش مصنوعی: امروز تیر ابروهایت به صورت نامحسوس به همهی کسانی که به تو نگاه میکردند اصابت کرد، اما غمزه و نگاه تو بیشتر به سمت ما بود.
هوش مصنوعی: دل من دیروز با یاد او از غمها و دردهایش گفت، اما آن لبهای زیبا امروز خودشان پر از شکایت بودند.
هوش مصنوعی: شخصی ادعا کرد که قصد دارد بدیهای من را بگوید، اما هیچکس به او گوش نداد. او از غم و اندوهی که داشت، به شدت در فشار بود و این احساسات او را بهم ریخته کرده بود.
هوش مصنوعی: محتشم در آن کوچه به قدری چرخید و گردش کرد که شب گذشته همچون کسانی که در قرعهکشی هزار زخم و درد دارند، تمام تنش به زخمهای متعددی دچار شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
[...]
بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت
خم دلی پر گله از سرکشی مینا داشت
این زمان بر سر هر فاخته ای می لرزد
آن که چون سرو دو صد عاشق پا بر جا داشت
لب ساغر به مذاقم نمکین می آید
[...]
گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
مژه را بهر چه صف در صف جا بر جا داشت
تلخ کامی مرا دید و ترش روی نشست
آن که صد تنگ شکر در لب شکرخا داشت
جانم آمد به لب از حسرت شیرین دهنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.