عمریست که دست و گریبانم
با بخت سیاه و رقیبانم
هر دیده که روز سیاهم دید
پنداشت که شام غریبانم
بیمار مسیح دمی هستم
نوبت نرسد بطبیبانم
من بندۀ والۀ عشق توام
بیزار ز ساده فریبانم
از عشق تو بی خرد و ادبم
هر چند ادیب ادیبانم
پیمانه ز می چه لبالب شد
حاشا که دگر ز لبیبانم
از مفتقر این همه دوری چیست؟
آخر نه مگر ز قریبانم؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از مشکلات و رنجهایی که به دلیل عشق و جدایی از معشوق تجربه میکند، صحبت میکند. او میگوید که با بخت بد و رقیبان دست و پنجه نرم میکند و هر کسی که او را در روزهای سخت میبیند، فکر میکند او در حال گذراندن شب غمانگیزی است. او خود را بیمار عشق میداند و نگران است که نتواند به پزشکان مراجعه کند. شاعر خود را بنده و عاشق معشوقش معرفی میکند و از فریبکاری دوری میکند. او میگوید که به خاطر عشق به معشوقش از ادب و خرد دور شده و به خاطر دوری از عشق، احساس تنگدستی میکند. شاعر در نهایت از دوریاش از معشوقش شکایت میکند و میگوید که این همه رنج به خاطر فاصلهاش از اوست.
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که درگیر شانس بد و رقبای خودم هستم.
هوش مصنوعی: هر چشمی که شب تار من را دید، تصور کرد که شب غریبی است.
هوش مصنوعی: من در حال حاضر در حالت بیماری هستم و هنوز نوبتم به پزشکان نرسیده است.
هوش مصنوعی: من عاشق تو هستم و از آدمهای ساده و فریبنده متنفرم.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، من از عقل و ادب بیبهرهام، هرچند که متخصصان شعر و ادب به شمار میروم.
هوش مصنوعی: پیمانه پر از شراب شده است، به هیچ وجه نمیخواهم دوباره از لبانم بنوشم.
هوش مصنوعی: چرا من از این همه فقر و کمبود دورم؟ مگر نه این است که از نزدیکان هستم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.