از یار نیاز ندیده کسی
جز عشوه و ناز ندیده کسی
گویند بسوز و بساز ولی
این سوز و گداز ندیده کسی
یک ساعت جور ترا بر من
در عمر دراز ندیده کسی
باز آگه اینهمه دوری را
از محرم راز ندیده کسی
جز لطف و نوازش دلجوئی
از بنده نواز ندیده کسی
این شور و نوای عراقی را
در ملک حجاز ندیده کسی
جز از لب مفتقرت هرگز
این نغمه و ساز ندیده کسی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی میپردازد و میگوید که هیچکس جز او از این زیباییها و احساسات عمیق باخبر نیست. او به سوز و گداز عشق اشاره میکند و میگوید که هیچکس این درد و احساس را تجربه نکرده است. همچنین، او به دوری و فراق اشاره دارد و تأکید میکند که هیچکس مانند او این دوری را حس نکرده است. در نهایت، شاعر به لطف و محبت عشق اشاره کرده و میگوید که هیچکس جز او چنین نغمهای را از لب محبوب نشنیده است.
هوش مصنوعی: هیچ کس از محبوب چیزی جز تظاهر و زیبایی ندیده است.
هوش مصنوعی: مردم میگویند که در زندگی باید مشکلات را تحمل کرد و ادامه داد، اما واقعاً کسی از درد و رنج عمیق این وضعیت خبر ندارد.
هوش مصنوعی: در تمام عمرم، هیچ کس همچون تو را با این حال و عشق در یک لحظه تجربه نکرده است.
هوش مصنوعی: کسی از راز دل و دوری تو آگاه نیست، هرچند که این همه فاصله را میبیند.
هوش مصنوعی: هیچ کس جز بنده نواز، که با مهربانی و محبت به دیگران رسیدگی کند، لطف و نوازش و دلسوزی نمیبیند.
هوش مصنوعی: هیچکس در سرزمین حجاز چنین اشتیاق و آواز عراقی را ندیده است.
هوش مصنوعی: به جز از لب معشوقهام، کسی هرگز این نغمه و ساز زیبا را نشنیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.