به هوای کوی تو آمدم که رها ز بند هوا شوم
به امید روی تو آمدم که مگر ز تو کامروا شوم
نه رها ز بند هوا شدم نه ز یار کامروا شدم
نه چنان دچار بلا شدم که دگر بفکر دوا شوم
همه روزه روزی من غمست همهٔ شبم شب ماتمست
نه چنان کمند تو محکم است که امید آنکه رها شوم
نه مرا بخویش دهی رهی نه ز خویشتن دهی آگهی
نه دلالتی و نه همرهی متحیرم بکجا شوم
نه ز سفرۀ تو نواله ای نه ز غمزۀ تو حواله ای
نه مرا بدرد پیاله ای کرمی که ز اهل صفا شوم
نه تراست لطف و عنایتی نه مراست قوت و طاقتی
بکدام شوری و حالتی من بینوا به نوا شوم
نه بدلنوازیم آمدی نه بسرفرازیم آمدی
نه بنغمه سازیم آمدی که ز شوق بی سر و پا شوم
نه به حال مفتقرت نظر که زند به سوی تو بال و پر
نه به سرپرستی او گذر که به زیر ظل هما شوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به شوق و عشق به رخ یار و زیباییهای او به کوی او میآید، اما نه تنها از غم و ناراحتی رها نمیشود، بلکه با مشکلات و مجاهدتهای بیشتری روبهرو میشود. او احساس درماندگی و بلاتکلیفی میکند و در جستجوی راهی برای رهایی و آرامش است، اما هیچ دلیلی برای امیدواری و نجات نمییابد. همه چیز در زندگی او غم و ماتم است و هیچ نیازی که او از یار داشته باشد، برآورده نمیشود. شاعر از عدم لطف و عنایت یار و همچنین ناتوانی خود در پیدا کردن راهی به سمت خوبیها و شادیها شکایت میکند. در نهایت، او در حالتی مأیوس و بیپناه به سر میبرد.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی تو، به این مکان آمدم تا از قید و بندهای دنیوی آزاد شوم. با امید دیدار چهرهات قدم وحودم گذاشتم تا شاید بتوانم از وجود تو بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: نه توانستم از بند خواستههای دنیا آزاد شوم و نه از دوست به سعادت و خوشی رسیدم. نه آنقدر به مصیبت دچار شدم که حالا به فکر چاره و درمان برای خود باشم.
هوش مصنوعی: هر روز زندگی من با غم سپری میشود و شبهایم پر از عزاست. نه آنقدر در قید تو هستم که بتوانم به رهایی امیدوار باشم.
هوش مصنوعی: نه به من راهی نشان میدهی و نه از خودت چیزی میگویی. نه کسی هست که مرا راهنمایی کند و نه همراهی که در کنارم باشد. در این وضعیت، نمیدانم کجا باید بروم.
هوش مصنوعی: نه از سفرهات لقمهای نصیبم شد و نه از ناز و غمزهات چیزی به من رسید. نه من را به میخانه دعوت میکنی تا با درد دل خودم آرام شوم؛ من فقط میخواهم از اهل صفا باشم.
هوش مصنوعی: نه تو به من لطف و محبت داری و نه من قدرت و نیرو دارم. در چه حالتی و با کدام احساس میتوانم به این یاری و کمک امیدوار باشم؟ من که تنها و بیچارهام امیدوارم به نغمهای و موسیقیای دست یابم.
هوش مصنوعی: تو نه برای دلیل خاصی به سمت ما آمدی و نه برای شادی و افتخار. بلکه آمدی تا من از شوقی که در دل دارم، سر از پا نشناسم و بیتابی کنم.
هوش مصنوعی: نه به حالت دلسوختهات توجه کن که مرا به سوی خودت میکشاند، و نه به حمایتی که از او داری فکر کن، زیرا میخواهم در سایهی عظمتی بزرگ قرار بگیرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.