عشق آنست که در کانون دل مکنون است ظهورش بشنید و صف معشوق بود یا بدید جمالش و از آن است که دل از درد و وجع و احتراق در نالش باشد دایماً زیرا که آتش ظاهر ارکان سوزد و این آتش جان سوزد همانا نارُ اللّهِ المُوقَدَةُ الّتی تَطَلِعُ عَلَی الْأفئِدةِ عبارت ازین آتش بود و مثال او در اعتقاد عذاب گورست مرده در عذاب گور متألم و سوخته و متوجع و دردمند، و آتش و ضرب پدید نه همچنین درد و وجع و تألم و احتراق عشق موجود و اسباب آن ناپیدا، عاشق بیخواب و بی قرار و بیآرام مینالد و میزارد خلق بیخبر نمک ملامت بر جراحت او میپاشند و در هنگام سوزش او خاموش میباشند و بدان راه نبرند عجب تر آنست که معشوق گوید دور باش:
غیرت آمد بر دلم زد دور باش
یعنی ای نااهل ازین در دور باش
هر آینه بیچاره را صبر پیشه باید کرد و خود را زیر تیشه باید کرد تا آنچه از احکام عشق برو رود بی او بود تا او را ملوم و خاسر نبود میگوید:
از من ببرد هر چه ببازم چکنم
وانگه بدرد پردۀ زارم چکنم
چون نیست وصال حضرتش در خور من
با درد فراق اگر نسازم چکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف عشق میپردازد که در عمق دل پنهان است و ظهور آن با درد و رنج عاشق همراه است. عاشق به خاطر اتش عشق در حال ناله و سوختن است و این آتش به نوعی نمایانگر عذاب روحی و جسمی اوست. او همواره بیقرار و بیخواب است، در حالی که دیگران از درد او بیخبرند و تنها بر زخمهایش نمک میپاشند. در این حال، معشوق با بیاعتنایی از او دوری میکند و عاشق باید صبر کند و تحمل کند، چرا که در عدم وصال معشوق، تحمل درد و رنج جزو سرنوشت اوست.
هوش مصنوعی: عشق، احساسی است که در درون قلب نهفته و پنهان است. ظهور آن، از شنیدن صدای معشوق یا دیدن زیباییاش به وجود میآید. عاشق دائما از درد و رنج و سوزش دل مینالد، زیرا آتش این عشق همه وجودش را میسوزاند. این آتش، مانند آتش الهی است که به دلها نفوذ میکند و مشابه عذاب مردگان در قبر است که به شدت احساس درد و رنج میکنند. این عذاب فیزیکی نیست، بلکه درد و رنج و سوزشی است که ناشی از عشق است و عواملی که باعث آن میشود، ناپیدا هستند. عاشق، بیخواب و بیقرار است و زاری میکند، اما دیگران بیخبر از درد او، فقط او را ملامت میکنند و در زمان رنجش، سکوت میکنند. چه شگفتانگیز که معشوق از او میخواهد دور شود.
هوش مصنوعی: غیرت بر دلم فشار آورد و به من گفت که ای بیلیاقت، از اینجا دور شو و برو.
هوش مصنوعی: واقعاً برای درک احکام عشق، انسان باید صبوری کند و اگر نیاز باشد، خود را قربانی کند تا بیوجود او، عشق بتواند جریان یابد و او هیچگاه احساس شکست و ناکامی نکند.
هوش مصنوعی: هر چه که از دست بدهم از من میگیرد، پس چه کار میتوانم بکنم؟ و سپس درد و زاریام را پنهان میکنم.
هوش مصنوعی: از آنجا که نمیتوانم به وصال محبوب برسم و درد جدایی برایم سخت است، نمیدانم چه باید بکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.