گنجور

 
میلی

همشیره! خرج ماتم بابا از آن تو

صبر از من و تردّد غوغا از آن تو

در خفیه استماع وصیّت از آن من

در نوحه همزبانی ماما از آن تو

کهنه قلم، دوات شکسته از آن من

طومار نظم و دفتر انشا از آن تو

آن لاشه اشتران قطاری از آن من

آن بارکش خران توانا از آن تو

یک هفته خرج مطرب و ساقی از آن من

هفتادساله طاعت بابا از آن تو

آن مالها که مانده به دنیا از آن من

وان خیرها که کرده به عقبی از آن تو

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
وحشی بافقی

زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد ای برادر از من و اعلا از آن تو

این تاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود

پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو

یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من

[...]

اقبال لاهوری

غوغای کارخانهٔ آهنگری ز من

گلبانگ ارغنون کلیسا از آن تو

نخلی که شه خراج برو مینهد ز من

باغ بهشت و سدره و طوبا از آن تو

تلخابه ئی که درد سر آرد از آن من

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه