تیر غمت که در دل صید زبون شکست
از بیقراری دل ما در درون شکست
در هر نفس فزون شودم آتش درون
از بس که خار غم به دل گرمخون شکست
دیوانهوار ماه نو از فکر ابرویت
جیب آن چنان درید که طوق جنون شکست
نگذشت اگر زسلسه زلف او صبا
دیوانه از کجا شد و زنجیر چون شکست؟
چندان به ساغر دل ما دُردِ دَرد بود
کش ساقی زمانه ز بهر شگون شکست
افشرد دست هجر چنانم، که چون انار
از طرف صد آبلهام در درون شکست
میلی، دلم شکسته و خونابه میرود
چون شیشهای که پر ز می لالهگون شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج عاطفی ناشی از عشق و فراق سخن میگوید. او احساس میکند که تیر غم به قلبش اصابت کرده و این درد درونی او را به شدت آزار میدهد. هر لحظه آتش درونش بیشتر میشود و غم او را خراشیده و رنجور میکند. شاعر به تصویر ذهنی خود از عشق اشاره میکند و بیان میکند که فکر محبوبش او را دیوانه کرده است. همچنین، به شکست زنجیر عشق و رهایی از آن اشاره میکند. احساساتی از جدایی و هجران به وضوح در شعر مشخص است و او را مانند اناری که پوستش شکسته، توصیف میکند. سرانجام، او به حالتی میرسد که میل و آرزویش دچار شکسته شدن است و مانند شیشهای که پر از مایعات است، احساس شکنندگی و زوال دارد.
هوش مصنوعی: غم تو مانند تیر، دل بیپناهم را هدف قرار داده و نابود کرده است. بیقراری و دلتنگی من در درون، قدرت تحملم را شکسته و مرا از پا درآورده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه که میگذرد، آتش درونم بیشتر میشود، زیرا غم و اندوه مثل خار، دل گرم و لطیف من را میشکند.
هوش مصنوعی: در آغوش گرفتن ماه نو، به خاطر فکر کردن به ابروی تو، به گونهای دیوانهوار در دل من رنج و اندوهی به وجود آورد که حتی سرپوش جنون را برداشت.
هوش مصنوعی: اگر نسیمی از زنجیر زلف او نگذشته باشد، چطور ممکن است که مجنون شود و همچنان زنجیرش را بشکند؟
هوش مصنوعی: ما در دل خود دردها و غمهای زیادی داریم، بهطوریکه زمانی که ساقی (نگهبان می) بهخاطر خوشبختی و سرنوشت تلاش کرد، این دل پر از درد ما را شکست.
هوش مصنوعی: دست جدایی به من آسیب رسانده است، بهطوری که مانند اناری شدهام که به خاطر داشتن صد ناراحتی و درد درونم، از هر طرف دچار شکستگی شدهام.
هوش مصنوعی: عشقم، دلم بسیار غمگین و آزرده شده است، مانند شیشهای که پر از شربت سرخ لاله است و شکسته و به زمین افتاده.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از غم نمیخورد دل اهل جنون شکست
در حیرتم که خاطرم از غصه چون شکست
تا حرف ناامیدی مجنون شنیدهام
دارد دلم ز طره لیلی فزون شکست
زان گل که کوهکن به سر از زخم تیشه زد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.