گنجور

 
مسعود سعد سلمان
 

دیبدین است و دین مرد خرد

آن شناسم که لعل باده خورد

باز دارد خرد تو را ز نبید

مشنو اندر نبید پند خرد

ای شگفتی نبید خواره همی

صد هنر در نبید برشمرد

هنری بهتر آنکه خورد نبید

پیش ایوان شاه سجده برد

شه ملک ارسلان که چشمه مهر

طیره طیره به روی او نگرد