گنجور

شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن موی

 
مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات
 

مویم آخر جز از سپید نگشت

گر چه اول جز از سیاه نرست

رنگ آن سرخ هم نشد گر چند

مردم آن را به خون دیده بشست

مرد را چون سپید گردد موی

تن چو موی سپید گردد سست

نادرستی بودش رنگ دوم

چون درستیش بود رنگ نخست

تن بنه مرگ را حرص خلود

از دل خویشتن برون کن چست

موی چون نادرست گشت بدان

که نمانده است جای موی درست

دوزخ جاودانه جست آن کس

کز جهانی عمر جاودانی جست

پند این مستمند بشنو نیک

دل بر آن نه که آن سعادت توست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.