تا به کی منتظران چشم به راه اندازند
وقت آن شد که نظر بر رخ شاه اندازند
وقت آن است که مستان تو با جوش و خروش
هر که جنبد و تبه کرد سپاه اندازند
ای خوش آن دم که دلیرانه کمند تسخیر
گوشهگیران تو بر گردن ماه اندازند
سلطنت ترک پرستاری یوسف نکند
حاسدانش ده سه روزی که به چاه اندازند
خوشدل آن قوم که در حلقه میخانه مدام
کار خود را همه بر لطف اله اندازند
رفتن و آمدنش هر دو مبارک باشد
پیک آهی که سحرگاه به راه اندازند
چون کند رو به تو دنیای دنی غره مشو
صید را عشوهفروشان به نگاه اندازند
نخوری بازی دنیا که پر از هیچ بود
چون گره بسته که دانسته به راه اندازند
دل درویش میازار در این کوچه شک
که کشی آه اگر ناوک آه اندازند
هر سر موی تو آلوده به صد رنگ گناه
آه اگر کار به تصدیق گواه اندازند
میتوانی به فراغت نفسی زد مجذوب
اگر از دوش تو این بار گناه اندازند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.