تا چند آب حسرتم از چشم تر چکد
خونآبه لاله لاله ز داغ جگر چکد
بنمای رخ چو شمع که با صد هزار شوق
پروانهوار شعلهام از بال و پر چکد
تا غمزه تو در تب و تابم فکندهاست
از پیکرم به جای عرق نیشتر چکد
در جانم آتشیاست که پیکان غمزهات
تا در دلم نشسته به روی جگر چکد
گردد دعای صبح تو البته مستجاب
گر نیم قطره اشک تو وقت سحر چکد
گفتم به ضبط گریه خبردار خود شوم
غافل که اشک تنگدلان بیخبر چکد
یک شهر را به تهمت خود کرده مبتلا
اشکم ز بس که در طلبت در به در چکد
گلزار عیش یاد وطن آب میدهد
خونآبهای کز آبله ها در سفر چکد
مجذوب راز عشرت گلزار خوشتر است
آن جا که خون دیده ما پیشتر چکد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات عمیق عشق و درد فراق میپردازد. او از اشکها و حسرتی که بر دلش سنگینی میکند، سخن میگوید و به معشوقش دعوت میکند تا چهرهاش را نمایان کند. غم و آتش عشق در وجودش شعلهور است و او را به درد و عذاب میکشاند. شاعر همچنین دعا میکند که اشک معشوقش در سحرگاه، زندگیاش را متحول کند و در حزن و آرزوی وصال، اشکهایش بر دل او میچکد. او از عشق و زیباییهای وطن یاد میکند و در نهایت به این نکته میرسد که راز خوشیها در عشق و درد دل نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.