سر مکش از سرای درویشان
رخ متاب از دعای درویشان
به امید دعای خیر شدند
همه شاهان گدای درویشان
باج بر مسند شهان ندهد
گوشه دلگشای درویشان
سلطنت فقر و فقر سلطنت است
با عطای خدای درویشان
کرم دوست میکند شب و روز
عاشقی با لقای درویشان
تا توانی نوا گدایی کن
از دل بینوای درویشان
دست پرزر اگر چه پرزور است
چه کند با غنای درویشان
به خدا شاه را میسر نیست
عیش بیانتهای درویشان
خلق حور و بهشت چون نکند
اجر دارد جفای درویشان
رو طلب کن نشان شاهنشین
از دل با صفای درویشان
تا دعا خیرخواه سلطنت است
باد یا رب بقای درویشان
کیست گفتی در این میان مجذوب
ذرهای خاک پای درویشان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش درویشان و مقام والای آنان میپردازد. او بر این باور است که حتی شاهان و قدرتمندان نیز به دنبال دعای خیر درویشان هستند و این دعاها باید به وفور در جامعه جاری باشد. فقر در نظر شاعر، نوعی سلطنت است که با اراده الهی گره خورده و کرم خداوند بر درویشان جاری است. او تأکید میکند که عشق و بندگی درویشان مقدستر از ث riches و قدرتهای ظاهری است و این درویشان هستند که با دلهای خالص خود میتوانند به دیگران برکت دهند. لازم به ذکر است که شاعر در نهایت خود را در مسیر درویشان قرار میدهد و به خاک پای آنها ارادت میورزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خلوتی در سرای درویشان
بطلب از خدای درویشان
محرمان حریم لاهوتند
ساکنان سرای درویشان
منزلی نیست در جهان حق را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.