گنجور

 
 
ابوسعید ابوالخیر

افسوس که عمر رفت بر بیهوده

هم لقمه حرام و هم نفس آلوده

فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد

افسوس ز کرده‌های نافرموده

قطران تبریزی

دوش آمد دست سوده و آسوده

آسوده ز رنج و مشک بر مه سوده

پالوده ز دست با سلخ آلوده؟

آلوده ز شادی و ز غم پالوده

اوحدالدین کرمانی

افسوس که عمر رفت بر بیهوده

هم لقمه حرام هم نفس آلوده

فرمودهٔ ناکرده پشیمانم کرد

هیهات زکرده های نافرموده

جهان ملک خاتون

از تهمت خصم نیستم آسوده

تا چند مرا طعنه زند نابوده

حال من بیچاره مثال گرگست

یوسف ندریده و دهن آلوده

طالب آملی

ای گوشهٔ مسند به ثریا سوده

درعهد تو نبض اضطراب آسوده

با راستی عدل تو شب در ظلمات

ره چپ نکنند رهبر خواب آلوده

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه