گنجور

شمارهٔ ۱۹

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ای از دو جهان نهان عیان کیست

وی عین عیان پس این نهان کیست

آنکس که به صد هزار صورت

هر لحظه همی شود عیان کیست

وانکس که به صد هزار جلوه

بنمود جمال هر زمان کیست

گویی که نماهنم از دو عالم

پیدا شده در یکان یکان کیست

گفتم که همیشه من خموشم

گویا شده پس به هر زبان کیست

گفتی که ز جسم و جان برونم

پوشیده لباس جسم و جان کیست

گفتی که نه اینم و نه آنم

پس آنکه بود همین هم آن کیست

ای آنکه گرفته کرانه

باللّه درین میان کیست

آنکس که همی کند تجلی

از حسن و جمال دلبران کیست

وانکس که نمود خود را

وآشوب فکنده در جهان کیست

ای آنکه تو مانده در کمالی

ناکرده یقین که در کمان کیست

از دیده مغربی نهان شو

وز دیده ی او ببین عیان کیست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

می‌کدهٔ اپل