گنجور

شمارهٔ ۱۵۵

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

عشق من حسن ترا درخور اگر هست بگو

چون منت در دو جهان مظهر اگر هست بگو

منظری نیست ترا بِه ز‌دل و دیده من

زین دل و دیده نظر بهتر اگر هست بگو

غیر سودای تو اندر دل ما چیزی نیست

غیر سودای توام در سر اگر هست بگو

زیور حسن تو دایم نظر عشاق است

حسن را بهتر ازین زیور اگر هست بگو

بهتر از عشق من و حسن تو در عالم نیست

زین دو در جمله جهان بهتر اگر هست بگو

لشکر حسن تو غارتگر جان و دل ماست

بجز از لشکر او لشکر اگر هست بگو

کشور دل بتو دادم که توئی حاکم او

حاکمی جز تو در این کشور اگر هست بگو

غیر تو در دوجهان نیست دگر هیچ کسی

غیر تو در دوجهان، دیگر اگر هست بگو

مغربی پرتو خورشید تو عالم بگرفت

آفتابی چو تو در خاور اگر هست بگو

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.