گنجور

شمارهٔ ۱۳۶

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ای روی تو در حجاب کَونین

بردار ز رخ نقاب کَونین

حیف است که بحر تو نهان است

وانگاه عیان حجاب کَونین

با بحر وجود تو نشاید

ایدوست دمی سراب کَونین

برقی بجهان ز مهر رویت

بشکافت ز هم سراب کَونین

نی‌نی غلطم که هست رویت

ظاهر تر از آفتاب کَونین

محجوب هستم و مانده ام دور

از روی تو در حجاب کَونین

سرچشمه چشم من بکلی

پوشیده شد از تراب کَونین

عمریست که تشنه توام من

سیراب شده ز آب کَونین

برتافت عنان جان و دل را

از جانب تو حباب کَونین

خواهم که شوم خراب چشمت

تا کی بشوم خراب کَونین

زین بیش مدار بیقرارم

سرگشته در انقلاب کَونین

از گردن مغربی بلطفت

بگشا گره طناب کَونین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور رومیزی