گنجور

شمارهٔ ۱۰۵

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

دل من آیینه تست مصفا دارش

از پی عکس رخ خویش مهیّا دارش

رخ زیبای ترا آینه میباید

از برای زرخ زیبای تو زیبا دارش

حیف باشد که بود نقش من و باد روی

از پی نقش توئی نقش من و ما دارش

خلوت خاص پر از شورش و غوغا خوش نیست

خالی از ولوله و شورش و غوغا دارش

چو تماشای رخ خویش در او خواهی کرد

پاک از بهر نظرگاه و تماشا دارش

چونکه چوگان سر زلف ترا گوی بود

دایماً گوی صفت بیسر و بی پا دارش

گاه مشتاق تر از دیده و امق سازش

گاه معشوق تر از چهره عذرا دارش

گرچه ساحل بود از موج مدارش خالی

ور چو دریاست پر از لولو لالا دارش

مغربی مفرد و یکتاست دلارام رام

مظهر اوست دلت مفرد و یکتا دارش



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بوراق نوشته:

دلا گر دیده ای داری بیا بگشا بدیدارش
ز رخسار پریرویان ببین خوبی رخسارش

ببازار آمد آن دلبر ز خلوتخانه وحدت
تماشا را ببازار آ ببین بازی بازارش

نگارم درگه خلوت نظر را دوست میدارد
ز خلوت زان بصحرا شد که تا بیند به نظّارش

شهی را دوست میدارد گدای مفلس او شد
به عشقش فخر می آرد نمی دارد از او عارش

👆⚐

بوراق نوشته:

روی زیبای ترا آینه زیبا باید
از برای رخ زیبای تو زیبا دارش

حیف باشد که بود نقش من و ما دروی
از پی نقش تو بی نقش من و ما دارش

مغربی مفرد و یکتاست دلارام مد ام
مظهر اوست دلت مفرد و یکتا دارش

👆⚐

می‌کدهٔ اپل