ساقی بیار باده و پر ساز جام ما
مطرب به چنگ ونی برسان این پیام ما
هرچند دست کوته و دوریم از حضور
دل نزد اوست گو بنوازد به نام ما
ما داده ایم خرقه و سجاده را به می
زاهد بصیر نیست که بیند مقام ما
شستیم نیز دفتر دانش به آب خم
خوردیم آب و نان جهان شد به کام ما
چون مدعی به طعنه به ما سنگ می زند
آخر خدا بگیرد از او انتقام ما
ما را به جز هوای سر زلف یار نیست
کو پیک صبح تا برساند پیام ما
دیدم به خواب دوش که آن یار دلفریب
میگفت صد چو توست به زنجیر و دام ما
یوسف اگر تو را هوس وصل آرزوست
اول بیا بنوش می صاف جام ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.