ای شهنشاه که از تیغ تو شد ایمان به پا
شد قوی از ضربت رمح تو دین مصطفی
بر سر اعدای دین تیغ دو سر چون کوفتی
جبرئیل آمد به استقبال و گفتا مرحبا
از نهیب رمح تو در بحر مخفی شد نهنگ
وز شرار تیغ تو در کوه پنهان اژدها
ازفروغ حسن تو شد در تجلی ماه و مهر
وز سواد زلف تو شب تیره چون قلب دغا
در حجر یاقوت از لعل لب تو رنگ یافت
....ا
مشتری و قوس پیش چشم طاق ابرویت
این یکی گردیده خیره وان دگر گشته دو تا
باد نعل دلدلت گوش فلک را گوشوار
باد گرد سمّ وی چشم ملک را توتیا
گفتمت یکتایی از جفتت نبودی فاطمه
دختر خیر البشر آن در درج انّما
هر که را مهر تو و اولاد پاکت در دلست
کی کند اندیشۀ فردای روز ماجرا
ای که در وصف تو عاجز ساکنان هر دو کون
گفته در وصف تو خلّاق دو عالم هل اتی
دوش در میخانه مست افتاده بودم ناگهان
هاتفی از عالم غیبم رسانید این ندا
یوسفا گر داری امّید بهشت جاودان
خیز دست انداز دامان علی مرتضی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.