خوش بود موسم گل عیش و طرب عین شباب
مجلس خلوت و محبوب و دف و چنگ و رباب
ما به صحرا و گلستان نرویم ای شاهد
خوش بخوان شمع برافروز و بنه جام شراب
ساقیا جام می ام ده که حریفان خفتند
تا مگر گرم نمایم سرم از بادۀ ناب
زاهد ار طعنه زند باز به ما دردکشان
هیچ غم نیست ز رندی بدهش جام شراب
زاهدا توبه مفرمای ز می بهر خدای
تا به تن جان بودم می نکنم ترک شراب
یوسفا مستی و رندی گذراندی از حد
تا همه خلق بخوابند تو هم نیز بخواب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.