از فراق تو نمانده به تنم تاب و شکیب
این همه سهل بود گر نزند طعنه رقیب
دوری روی تو چون چشم تو بیمارم کرد
خوش بود گر برسی بر سر بیمار طبیب
روزها در طلبت بر سر ره منتظرم
تا مگر بهر شکاری بکنی پا به رکیب
هیچ سر نیست که در پای تو در باخته نیست
هیچ دل نیست که ترک تو نکرده ست نهیب
عشق تو بر من مسکین نه چنان کرده اثر
که به تن تاب و به سر هوش و به دل مانده شکیب
نشوی محو تو از لوح ضمیرم همه وقت
نکند خواب دو چشم از غم تو نیست عجیب
دارد امید به درگاه تو یوسف جانا
تا که یکبار دگرچهره برآری ز حجیب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.