گنجور

بخش ۱۰ - آگاه کردن خسرو شیرین را از قصد سفر خود به سوی قیصر روم

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین
 

حلاوت سنج شیرین شکر خند

چنین برداشت مهر از حقه قند

که با خسرو چو شیرین بست پیمان

که این بلقیس گردد آن سلیمان

ملک بر رسم اول چند گاهی

به مهر از دور می‌کردش نگاهی

به شیرین گفت میدانی که کارم

پریشانست همچون روزگارم

مرا در ملک خود کاری درافتاد

رسیدم با تو کاری دیگر افتاد

کنون کامیدم از تو یافت یاری

به ملکم نیز هست امیدواری

گرفتم از رخت فال مبارک

که تاجم باز گردد سوی تارک

گرم دستوریی باشد ز رایت

بر ارم سر بروم از زیر پایت

برآمد همچو مه در شامل دیجور

سوار سایه شد خورشید پر نور

برون راند آن شب فرخنده ز آن بوم

مبارک روی شد بر قیصر روم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

خلیل نوشته:

بخش ۱۰

بیت ۷ = تاجم با ز گردد >>> تاجم باز گردد

بیت ۱۰ = برو نراند >>>> برون راند

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.