گنجور

شمارهٔ ۹۴۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

خطاب طلعت تو نامه زمین کردند

فرشتگان همه بر رویت آفرین کردند

به زیر هر خم مویی برای کشتن خلق

هزار فتنه چو دزدان شب کمین کردند

از انگهی که برآمد خط تو گرد عذار

بسا کسان که چو خط خانه کاغذین کردند

به ناتوانی چشم تو خواست قربانی

خوشم که طره و زلفت مرا گزین کردند

بتان که دست نمودند خلق را در خون

به عهد تو همه دست اندر آستین کردند

ز خاک مهرگیا رست، خود کجا به درت؟

کسان ز دانه دل تخم در زمین کردند

اگر فرشته شود بسته چون مگس نه عجب

ازان لبی که چو جلاب انگبین کردند

ز من سؤالی کنی، گر چه مست و مدهوشی

ز چشمهات که تاراج عقل و دین کردند

زنند طعنه که رسوا چرا شدی، خسرو؟

مرا قضا و قدر، چون کنم، چنین کردند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علی احمدی نوشته:

به نظر می‌آید بیت هشتم به این شکل صحیح است:

ز من سؤال کنی، کز چه مست و مدهوشی؟
ز چشمهات که تاراج عقل و دین کردند

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.