گنجور

 
اقبال لاهوری

دم مرا صفت باد فرودین کردند

گیاه را ز سرشکم چو یاسمین کردند

نمود لالهٔ صحرا نشین ز خونابم

چنانکه بادهٔ لعلی به ساتگین کردند

بلند بال چنانم که بر سپهر برین

هزار بار مرا نوریان کمین کردند

فروغ آدم خاکی ز تازه کاریهاست

مه و ستاره کنند آنچه پیش ازین کردند

چراغ خویش بر افروختم که دست کلیم

درین زمانه نهان زیر آستین کردند

درآ به سجده و یاری ز خسروان مطلب

که روز فقر نیاکان ما چنین کردند

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیرخسرو دهلوی

خطاب طلعت تو نامه زمین کردند

فرشتگان همه بر رویت آفرین کردند

به زیر هر خم مویی برای کشتن خلق

هزار فتنه چو دزدان شب کمین کردند

از انگهی که برآمد خط تو گرد عذار

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه