گنجور

شمارهٔ ۸۱۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عشق تو هر لحظه فزون می شود

دل ز غمت قطره خون می شود

در هوس سلسله زلف تو

عقل مبدل به جنون می شود

روی تو نادیده مه چارده

بنگرش از غصه که چون می شود

گمشدگان را به طریق نجات

مهر رخت راهنمون می شود

بس که گران است سر از جام عشق

زیر سرم دست ستون می شود

عالمی از مستی چشمت خراب

چشم تو خود مست کنون می شود

عشق تو ورزیم که سلطان عقل

در کف عشق تو زبون می شود

شوق تو جوییم که از بار آن

قیامت افلاک نگون می شود

در دل خسرو نگر آن آتش است

کز دهنش دود برون می شود

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.